فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

63

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

بيان باعث بر تأليف اين كتاب كه [ مؤسّم ] « 1 » به تاريخ عالم‌آراى است و شمه‌اى از احوال مصنّف كه اين معانى در آيينهء دل او روى نماى است « 2 » خامه از كاتب شكايت مىكند * بشنو از نى چون حكايت مىكند « 3 » كز سر چشمه مرا بُبريده است * درخور آب سياهم ديده است شَرحه شَرحه سينه‌ام از دست او * چند باشم در شكست و بست او او چو سر گردانيّت اندوخته * طور سرگردانيَم آموخته تا به كى با رتبه بردن مرا * تا به كى خون سيه خوردن « 4 » مرا در دماغش چون رود باد خيال * با من سرگشته مىگويد بنال « 5 » گه صدايم « 6 » مدحهاى مردم است * گاه وصف آسمان و انجم است چون به وصف روى خوبانم كشد * قطره‌ها از چشم گريانم كشد [ گه ] « 7 » به وصف زلف و خط پرداخته * پيشهء من موشكافى ساخته

--> ( 1 ) . K : موسم P : ندارد ( 2 ) . P : در بيان باعث ترتيب تدوين تاريخ عالم‌آراى و تهذيب توصيف املاى ( 3 ) . P : از جداييها حكايت مىكند . ( 4 ) . P : مردن ( 5 ) . P : بفال ( 6 ) . P : صداى ( 7 ) . PF : گر ؛ با توجه به نسخه K ، تصحيح شد .